دانلود آهنگ در اینجا چهار زندان است کیفر از احمد شاملو

دانلود آهنگ قدیمی غمگین در اینجا چهار زندان است ( کیفر ) از احمد شاملو
متن آهنگ
در اینجا چار زندان است
در زنجیر از این زنجیـــریان
یک تن زنش را در تب تاریک بهتانی
به ضرب دشنه ای کشته است
آهنگ در اینجا چهار زندان است ( کیفر ) از احمد شاملو
از این مردان
یکی در ظهر تابستان سوزان
بر سر برزن به خون نان فروش سخت دندان گرد
آغشته است
در خلوت یک روز باران ریز
بر راه ربا خواری نشسته اند
کسانی در سکوت کوچه
از دیوار کوتاهی به روی بام جستند
کسانی نیم شب
در گورهای تازه
دندان طلای مردگان را می شکسته اند
آهنگ در اینجا چهار زندان است ( کیفر ) از احمد شاملو
من اما هیچ کس را
در شبی تاریک و توفانی نکشتم
من اما راه بر مردی ربا خواری نبستم
من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجستم
در این جا چار زندان است
آهنگ در اینجا چهار زندان است ( کیفر ) از احمد شاملو
در این زنجیریان هستند مردانی
که مردار زنان را دوست می دارند
در این زنجیریان هستند مردانی
که در رویایشان هر شب زنی
در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد
گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان خاموش
من اما در دل کهسار رویاهای خود
جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی
که میرویند و می پوسند و می خشکند و می ریزند
با چیزی ندارم گوش
شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان

















































